ابزار وبمستر

آفرینش در اسطوره های زرتشتی - درود بر شما،شادمانی زندگی شما آرمان ما است" مانترَه،سرای شادی واندیشه))) "

تصویر ثابت

مانترَه،سرای شادی واندیشه



................................................ به نام پرودگار یگانه زرتشت بر انگیخته شد تا با الهام اهورایی ، آیین راستی را در پرتو روشنایی گسترش دهد. گات ها –سرود-43 –بند 12 کسانی به رسایی و جاودانگی می رسند که به ندای وجدان خویش گوش فرا دهند .گات ها –سرود 45 –بند5 اهورا مزدا ، بهترین پاداش را به کسانی ارزانی می دارد که در انجام کار نیک کوشش کنند . گات ها –سرود 28 –بند 4 از خداوند یاری گرفته ، با ابزار منش نیک و به دور از پندار های نادرست به سرچشمه های دانایی برسیم . گاتها–سرود 30-بند 9 راستکار همان همان دانایی است که اندیشه خود را در گفتار بیان میکند و در کردار انجام می دهد . گات ها –سرود 31 – بند 12 هر گاه انسان به راستی روی آورد ،جلوه عشق و منش نیک بر او آشکار خواهد شد . گات ها –سرود 31-بند 17 به سخنان کسی گوش دهیم که اندیشه اش بر پایه راستی و آموزشهایش سود رسان است .گات ها –سرود 31-بند 19 اندیشه ،گفتار و کردار نیک ،ابزار مناسبی برای راهنمایی دروغکاران به راه راست است . گات ها –سرود 33-بند2 سرود گوی راست کرداری که از زیور دانش آراسته گردد دوست پروردگار است .گات ها سرود 33-بند 6 سخنان خود را در پرتو راستی و منش پاک بر زبان آورید تا همه به جان گوش کنند .گات ها –سرود 33-بند 7 پاداش نیک اهورایی برای کسانی است که با منش نیک کار می کنند و راستی را گسترش می دهند .گات ها –سرود 34-بند 14 در پرتو اندیشه پاک و راستی ،نیروی اهورایی را در ک کنیم و از زندگی درازی برخور دار شویم / گات ها –سرود 28-بند 6 بهترین نیکی به دانایی می رسد که راه راست و درست زندگی را برای رستگاری به دیگران می آموزد . گات ها –سرود 43-بند 3 جانفشانی برای نابودی دروغ و پیشرفت راستی از ارزش های انسانی است .گات ها سرود 46 –بند 4 خداوند در پرتو شهریاری و مهر خویش به نیک کاران رسایی و جاودانگی می بخشد . گات ها سرود 47-بند 1 چون می خواهیم به پروردگار نزدیک شویم ،پس نیک اندیشی و راستی را بر گزینیم . گات ها –سرود 34-بند 5 گفتارمان بر اساس نیک اندیشی و کردارمان در پرتو مهر و ایمان انجام شود . گات ها –سرود 47-بند 3 وقتی مردم به منش پاک روی آورند ، آرامش و ایمان در جهان شادی آفرین گسترش می یابد . گات ها –سرود 47-بند3 نیکو ترین بخشایش اهورایی به انسان ، رسایی و آرامش و پیوستگی به راستی است . گات ها –سرود 49-بند8 کسی در پرتو راستی و روشنایی به سر می برد که در پی آبادی و شادی جهان باشد .گات ها –سرود 50-بند2 کسی به سر چشمه حقیقت خواهد رسید که در پرتو راستی ، از منش نیک و نیروی معنوی یاری بگیرد. گات ها –سرود 50-بند 3 اندیشه تان پاک باشد تا در هنجار هستی ، بخشایشی نیک به شما پیشکش گردد.گات ها سرود 28-بند7 در راه گسترش آیین راستی و خرد ،تنو جان انسان پیشکشی بی ارزش است .گات ها سرود 33-بند14 خردمندی و دل آگاهی انسان را به شناخت مزدا و سرچشمه راستی نزدیک می کند . گات ها – سرود 33-بند 9 ..................................................


آفرینش در اسطوره های زرتشتی

 

 

آنچه از گات ها برمی آید آفرینش بر مبنای خرد ورزی است واسطوره ای که در زیر بیان می شود با خرد ورزی گات هایی فاصله دارد.امید است بزرگان بتوانند دقیقا مسائل را موشکافی کنند........مدیر وبلاگ

"آفرینش در دین زرتشتی

روند بررسی گروه پژوهش از بررسی استوره آفرینش در ادیان گوناگون آغاز میشود و برای ابتدای کار از استوره آفرینش در آیین زرتشت سخن میگویم.

در سخن از آیین زرتشت، فرنود مجموعه دانسته های ما از کتابهای پهلوی و خود اوستا درباره دید آیینی زرتشت و زرتشتیان درباره استوره آفرینش یعنی چگونگی آفرینش جهان است. استوره آفرینش اصولا به صورت مجموعه ای بهم پیوسته به استوره فرجام جهان میپیوندد. در زمانی کرانمند آفرینش مادی آغاز میشود، آنگاه در مدت زمانی رخدادهایی رخ میدهد و سپس جهان با استوره دیگری پایان میپذیرد. در این میان آنچه پررنگتر است، نبرد میان راستی و دروغ، خیر و شر، شیطان و خدا یا خدایان است. گویی انسان در اندیشه خود این دو نیروی کژی و راستی را آنقدر پررنگ میبیند که همواره در پی نسبت دادن رخدادها به آنهاست و چه بسا که همینطورنیز باشد. در استوره های آفرینش جهان با تقابل این دو آغاز میشود و پایان جهان نیز اغلب با پیروزی نیکی همراه خواهد بود.

در آیین زرتشت نیزاین دو بسیار پررنگ هستند. تا آنجا که از شمایل مادی درآمده و تبدیل به دو نیرو میشوند و در روان انسان با هم به رقابت میپردازند.انگره مینیو و سپنتا مینیو درون ما در تقابل با همند و پیروزی هریک است که کامیابی یا شکست را برایمان پیش میآورد. در آیین زرتشت کیهان، مجموعه ی زمان بیکرانه است شامل دو هستی ناهمسان روشنایی و تاریکی. هر دو به صورتی غیر مادی و شناور در زمان بیکرانه. فرمانروای سرزمین تاریکی اهریمن و فرمانروای دنیای نیکی اورمزد است. اورمزد از وجود اهریمن آگاه است. اما اهریمن را در نادانی خویش، هیچ آگاهی از اورمزد و دنیای روشنایی نیست. اورمزد کورسویی از نور را به مرز جهان تاریک میفرستد و اهریمن، با دیدن نور در لحظه حمله نخستین را می آغازد.

چرا اورمزد این نور را میفرستد:

اگر به فلسفه کلی بازگردیم، اورمزد میخواهد به فلسفه جهان عمل کند. فلسفه نهایی جهان مبارزه میان تاریکی ونیکی است. اهریمن باید که از وجود اورمزد و جهان روشنایی آگاه شود تا مبارزه را آغاز کند تا ضعیف شود و در پایان جهان شکست بخورد.

یکی از هموندان میگوید: اورمزد میخواهد که آفرینش را آغاز کند. و برای این باید که زمان کرانمندی را درمیانه زمان بیکران ایجاد کند و برای این آغاز زمان را با نبردی آغاز میکند. اورمزد میخواهد قدرت اهریمن را کم و آنگاه به تمامی از میان برد.

در آغاز نبرد اورمزد به اهریمن زمانی در پایان 12000 سال را برای واپسین نبرد پیشنهاد میدهد. اهریمن نادان بی آنکه بیاندیشد با اینکار در طول هزاره ها نیرویش تحلیل میرود، میپذیرد. در آن هنگام اورمزد، دعای "اهون ور" را میخواند و اهریمن برای سه هزار سال بیهوش میشود. به این ترتیب اورمزد فرصت آفرینش را در سه هزار ساله دوم مییابد.

نیایش"اهو نَوَر" یا "یتا اهو" هنوز هم یکی از دعاهای مهم زرتشتی است. که روزانه و در زمان نیایش بر زبان میآورند. این قسمت از استوره اهمیت و پرنگ بودن دید نیایشی را از از نخستین مراحل تمدن بشر میرساند. دعا خوانی و حاجت خواهی تنها به ادیان ابراهیمی بسنده نمیشود. تا آنجا که حتا خود اورمزد هم بری رسیدن به فرنود، از آن بهره میگیرد:

ترجمه این نیایش این چنین است:

همانگونه که اهو (=سرور هستی) برگزیده است، همانطور رتو (=بزرگ دین) نیز به اشویی (= راستی و پاکی) (برگزیده شده است). بخشش وهومن (= اندیشه نیک) از آن کارهای زندگانی برای مزدا ست. و خشترا (= شهریاری) برای اهورا و ویژه کسانی است که به درگوها (= نیازمندان) پناه دهند.

چرا اورمزد این دعا را میخواند؟ استوره میخواهد چه چیز را ثابت کند؟ اهمیت این نیایش در آیین زرتشتی؟ یا صرفا تاکید بر هر نوع نیایش؟

سه هزاره دوم

در نخستین گام آفرینش، پس از ایجاد یک زمان کرانمند، اورمزد شش پیش نمونه از اجزاء اصلی آفرینش را میسازد. پیش نمونه های آسمان، آب، زمین، گیاه ، جانور، انسان.

آسمان: به صورت دژی یکپارچه و مستحکم برای نگهداری زمین

آب: قطره ای به پهنای همه آبهای زمین

زمین: کره ای بدون پستی و بلندی

گیاه: شاخه ای که در خود همه گیاهان زمین را در بر دارد

جانور: پیش نمونه بزرگ گاو در کرانه راست رودخانه دائیتی

انسان: پیش نمونه بزرگ انسان، کیومرس. در کناره چپ رودخانه دائیتی

فرنود استوره از پیش نمونه ها چیست؟

برای جهان بنیادی قائل است و سرچشمه ای که تکوین مییابد و در آغازبه صورتی کلی، تکوین نیافته و غیر تخصصی آفرینش یافته. آفرینش نه در یک مرحله که روندی تدریجی دارد. اما چرا شش پیش نمونه؟ چرا در همه استوره ها روی عدد شش تاکید شده است؟ آیا نشان از برداشت استوره ها از هم دارد؟

در برابر استوره سامی که کل آفرینش را در شش روز میداند. اینجا تعداد روز جای خود را به تعداد آفریده های نخستین داده. کمی هم معقولتر به نظر میاید. عدد مقدس نگه داشته شده است اما نه در غالب زمان.

کیومرس و گاو چه جور جانورانی هستند؟ بعدها در آیین میتراییسم میبینم که اینها با هم در ارتباط قرار میگیرند. اما به جای کیومرس، میترا با گاو میجنگد. گاو میترا، تقریبا همین ویژگیها را دارد. و نمونه غربی آن اصلا چنین خویشکاری را نیز بر دوش دارد. در آنجا میترا جایگزین کیومرس میشود. گاو میترا می میرد و نطفه اش به ماه میرود. در آیینهای هندو نیز گاو اهمیت زیادی دارد. اما کیومرس در استوره ایرانی جایگاه دیگری دارد. در شاهنامه به عنوان نخستین پادشاه جهان معرفی میشود. نخستین کس نیست. اما شهریاری را بر پهنه گیتی فراز میآورد. البته کیومرس در شاهنامه شمایلی بسیار انسانی تر دارد. اما در استوره آفرینش، ابعاد بسیار بزرگی دارد. کیومرس _گیو+ مرت: به معنای زنده میرنده_ به نوعی نطفه تمامی آدمیان را با خود دارد و پس از مرگ او نیز از نطفه اش نخستین زوج آدمی، مشی و مشیانه زاده میشوند.

سه هزاره سوم:

اهریمن سه هزار سال به خواب رفته است. زمان فرا رسیده و او بیدار میشود و به چشم بر هم زدنی نبرد را آغاز میکند. اما اورمزد تنها نیست و اهریمن به خیال اینکه با نابودی پیش نمونه ها، آفرینش را نابود میکند، حمله را آغاز میکند در حالیکه همین کار سبب تبدیل جهان مینوی به مادی میشود. اهریمن خود در آفرینش به نوعی نقش دارد. برخلاف استوره های سامی، اهریمن خود آفریده خداوند نیست. هیچ گاه هم بنده او نبوده است. خویشکاری اورویارویی با هر چیز نیکی است و هیچ ارتباطی به سرچشمه نیک دارد. اگر در کار فریب آدمیان و آفریده هاست این برخواسته از ذات اوست نه اینکه فرمان خدا باشد. در این استوره نیز مانند استوره مانی، اصل آفرینش به سبب رخداد نامیمونی _حمله به آفرینش مینوی_ آغاز میشود. اما وارون آنجا با بدی ادمه نمی یابد. بلکه آفرینش آفریده ها، برای یاری دادن اورمزد است. اورمزد برای شکست اهریمن به تک تک آفریده هایش و به ویژه انسان نیاز دارد. رابطه میان انسان و اورمزد رابطه ای دو طرفه_وارون نگاه سامی_ و نیک_وارون استوره مانی_ است.

اهریمن با تلنگری، سبب جاری شدن آفرینش میشود. میخواهد نخست، آسمان را نابود کند و تلاش میکند بشکافدش. اما به جای نابودی، الماسها _ستارگان_ بر سطح آسمان ظاهر میشوند.

میخواد آب را بد بو سازد. ایزد تیشتر به یاری اورمزد میآید. قطره را در بر میگیرد. سوار بر وایو _ایزد باد_ میشود و آب را میپراکند تا دست اهریمن به آن نرسد.

از همان ابتدا به ویژه امشاسپندان، با اورمزد، در آفرینش همکاری میکنند. مهار آفرینش در دست آنهاست. دریاچه ها دریا ها و رودها پدید میآیند. به ویژه از دریای فراخکرد و رودخانه دائیتی نام برده شده.

این دو در استوره ایران بعدها هم نقش پر رنگی دارند.

اهریمن به سراغ زمین میرود. میخواهد آلودگی را پراکنده سازد. کره هموار میترسد، میلرزد و ناگاه با تکانهایش کوه ها سر بر میآورند. به ویژه به "هرابرزیتی" _البرز_ اشاره رفته است. باران ها در میگیرند و هفت کشور در میانه آبها ایجاد میشوند.

در استوره ایرانی البرز_و دماوند_ نقش بسیار پررنگی دارند و نیز هفت کشور خونیرس که تمدن در اطراف آن شکل میگرند و ایران زمین گویا در میان آن قرار میگرد.

اهریمن موفق میشود گیاه را بپژمرد. امرداد امشاسپند، گیاه پژمرده را در بر میگیرد. می سایدش و به تیشتر می سپاردش. تیشتر به سراسر زمین میرود و این گرد را در سراسر زمین میپراکند. آنگاه، رستنیهای گوناگون در پهنه گیتی میرویند.

اهریمن گاو را زخم میزند. اورمزد برای راحت کردن او، گیاه "بنگ" میخوراندش. گاو به پهلو میافتد گیج میشود و میمیرد. از بقایای او غلات و گیاهان دارویی میرویند.

نطفه گاو به ماه میرود و ایزد ماه می پالیدش. به ایرانویج بازش میگرداند و گاو نر و ماده ای از آن شکل میگیرند و سپس تمام جانوران ازا و. چهارپایان دیگر و ماهیها در آب و پرندگان در آسمان....

گاو نقش مهمی دارد. هم حیوانات ازاو سرچشمه میگیرند و هم گیاهان دارویی. گاو نماد قدرت حیات موجودات ست. و شاید از همین رو در فرهنگ شرقی مقدس. این دید در استوره شاید که از نقش پررنگ این دام در زندگی دامدارن کهن سرچشمه میگیرد. گاو هم در کشاورزی در جوامع نخستین نقش دارد و هم دامداری. تاریخ اهلی کردن گاو کهنتر از شتر و اسب بوده است.

نوبت به کیومرس میرسد. اورمزد خود پس از آغاز حمله، دوران عمر او را به سی سال کاهش میدهد. و نیز او را به خواب میبرد. مجال درگیری میان کیومرس و اهریمن نمی افتد. چرا؟ چرا انسان نباید در ابتدا با اهریمن درافتد؟ در حالی که ایزدان و امشاسپندان و نیزتمام عناصر طبیعی در مبارزه با اهریمن، به یاری اورمزد برخواسته اند. چرا کیومرس به خواب میرود؟ آیا خویشکاری _وظیفه _ دیگری دارد که به پسین تر موکول شده؟ آیا ا ورمزد دراین مرحله نمیخواهد که کیومرس با پلیدی اهریمن روبرو شود؟ آیا گوهری هست که باید همچنان نیک باقی بماند . آنگاه که فرزندان کیومرس از نطفه او زاده شدند به آنها انتقال یابد بدون اینکه با رویارویی با اهریمن از پاکی آن کاسته شده باشد؟ اما کیومرس شاهنامه این ویژگی را ندارد. او پسر خود را در نبرد رودرروی اهریمن از دست میدهد. اما در استوره کیومرس که از خواب برمیخیزد. بدون ملاقاتی با اهریمن ، تنها جهان را تیره میبیند. زمین تیره و پر جنبش شده. در لحظه میمیرد. در این جهان آشفته، از بدن کیومرس فلزات شروع به تشکیل میکنند. چرا استوره برای تشکیل فلزات اهمیت این چنینی قائل شده. آیا استوره ریشه از عصر فلز نمیتواند داشته باشد. به ویژه با توجه به قسمت بعد.

استوره میگوید: نطفه کیومرس به زمین میریزد و با نور خورشید پالیده میشود. آنگاه دو سوم آن را ایزد نریوسنگ در برمیگیرد و یک سوم را امشاسپند سپندارمذ که نماد زمین است. نطفه ها را به زمین میسپارند و از آمیزش جداگانه هر نطفه با زمین نخستین زوج بشر "مشی و مشیانه" زاده میشوند. در این قسمت میبینم که نخستین انسانهای واقعی با ایجاد فلز به نوعی همسانی زمانی دارند. چرا؟

در قسمتهای بعد که با استوره مربوط به نخستین زوج در دیگر فرهنگ ها آشنا میشویم. شاید بهتر به پاسخ این پرسش برسیم.

آیا در اینجا این دو زوج نمادی از شروع یکجا نشینی و کشاورزی در آستانه عصر فلز هستند؟  به نوشته پیشین درباره شکل گیری نخستین تمدنهای انسانی نگاه کنید

مشی و مشیانه چه مرحله ای از تاریخ انسان را نشان میدهند؟

منظور از پالوده شدن نطفه ها ـگاو و انسان ـ در استوره چیست؟

سه هزار ساله سوم به پایان رسیده است. از این پس در استوره با فرزندان بشر روبرو هستیم. که هر کدام به نحوی به بخشی از سرگذشت تاریخی ارتباط می یابند. این بخش وارون بخش پیشین که مربوط به آفرینش است، در شاهنامه بسیار پررنگتر دیده میشود.

و در سه هزار سال واپسین نیز استوره فرجام جهان را داریم. که درباره آن در نشستهای پسین گفتگو خواهیم کرد.."

بر گرفتهhttp://pajuhesh-iranshenasi.blogfa.com




اخرین مطالب