شاعر دزد

می گویند روزی انوری شاعر معروف زبان پارسی از جایی می گذشت که دید گروهی از مردم، پیرامون مردی تجمع کرده اند. وقتی که نزدیک رفت دریافت که این مرد یکی از قصیده های او را می خواند. انوری از آن مرد پرسید: این شعر از کیست؟ گفت: از خودم. انوری گفت: ولی این شعر از انوری است. مرد گفت: درست است چرا که من انوری هستم. انوری با صدای بلند خندید وگفت: تا حالا شعر دزدی شنیده بودم ولی شاعر دزد ندیده بودم.

/ 0 نظر / 8 بازدید