سرآغاز اهنود گاتها- یسنا هات ٢٨

 

سرآغاز اهنود گاتها- یسنا هات ٢٨

 

یانیم  مَنو  یانیم  وَچو  یانیم  شْـیَئوتْنِم

 

Yā-nim ma-no yā -nim va-čo y ā-nim šyao-θnem

 

اَشَـئونوُ  زَرَتوشـْتْـرَهِ

 

ašauno  Zaraθuštrahe.

 

فْـرا  اَمِـشا سْـپِنتا  گـاتـائـو  گِئورْوائین

 

frā a-mešā spentā Gāθå geurvāin

 

نِمـو  وِ  گاتائـو  اَشَئونیــش

 

nemo ve Gāθå ašaoniš.

 

سراسر اندیشه و گفتار و کردار اشو زرتشت

 

یانش (بینش) است.

 

بشود که آن گسترش دهندگان  همیشه  جاوید

 

گاتها را پیش گیرند    و گسترش دهند.

 

نماز به شما ای گاتهای اشو،

 

ای سرودهای راستین.


 یان = خانه عشق یا بُن جهان و زمان و انسان  =یانه

ازچنین بُنی است که زمان یا کیهان یا انسان ، پیدایش می یابند

این خانه که پیوسته دروبانگ چغانه است
ازخواجه بپرسید که این خانه ، چه خانه است
و

گنجیست درین خانه که در کون نگنجد
این خانه واین خواجه همه فعل و بهانه است
و

گرصورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه وهم کعبه شمائید

و

دربُن زمان و جهان و انسان است که یان ، یا خانه آباد یا آبادیان باشد .
ای قوم به حج رفته  کجائید کجائید     معشوق همین جاست بیائید بیائید


همان سروده های عرفانی و اهورایی بصورت خواسته و یا نا خواسته در اشعار شاعرانی چون فردوسی و حافظ و مولانا و عطار و سعدی و ....تجلی گشت .و نشان داد که ایرانیان خدای خود را نه از روی ترس و دوزخ و نه برای بهشت و تجارت بلکه تنها و تنها برای او و عشق و عرفان به او دوست می دارند.



/ 0 نظر / 122 بازدید