جشن و شادی ( فرهنگ ایران زمین)

 

 جشن، به مفهوم روز تعطیل کار و استراحت از کار و رفع خستگی کار نبوده است. وارونه آن، جشن، به مفهوم همکاری و هماندیشی و همآفرینی اجتماعی" و به معنای "شریک شدن همه اجتماع در شادی" بوده است. وحدت دادن و به هم بافتن اجتماع در شادی، اصل جشن بوده است. امروزه کوشیده میشود که وحدت اجتماع را به "وحدت در منافع ملی" یا "وحدت در ایمان به یک آموزه دینی یا ایدئولوژی" یا "وحدت حکومتی" برگردانند. در حالی که آنها میاندیشیدند که وحدت، موقعی در اجتماع است که انسانها در همکاری و هماندیشی، برای همه اجتماع بدون هیچ تبعیضی، شاید بیافرینند، و از این شادی، همه اجتماع کام ببرند. شادی و شاد کردن همه انسانها بدون تبعیض، محور وحدت اجتماع و سیاست و اقتصاد بوده است. از این رو شاد ساختن همگان، معنای پرستیدن داشته است. پرستیدن، پرستاری کردن از همه انسانها، تا بیشتر شاد باشند، بوده است. خدا، خوشه همه جانها است. کسی خدا را میپرستد که همه جانها را بدون تبعیض مذهبی و قومی و ملی و طبقاتی و جنسی، شاد میسازد. این بود که پیکار با جشن، و مفهوم جشن، یک پیکار سیاسی و دینی و اقتصادی بود.

 

/ 0 نظر / 35 بازدید