آفرینش جهان 1

1-آفرینش در ایران باستان

الف-آفرینش در بندهشن

ب-آفرینش در اوستا

پ -آفرینش در شاهنامه

ت- آفرینش در گات ها

                                                 آفرینش در ایران باستان

ایرانیان باستان معتقد بودند، آسمان اولین بخش جهان بود که آفریده شد. در آغاز این گونه توصیف شده بود که آسمان به عنوان یک پوسته خالی کروی شکل ساخته از بلورهای صخره از بالا و زیر زمین می گذرد. بعدها تصور بر این بود که  از فلز ساخته شده است. پس از آسمان، آب آفریده شد و در زمین جاری گردید. پس از آن، گیاهان و جانوران آفریده شدند. انسان، ششمین آفریده بود و آتش احتمالاً هفتمین و آخرین آفریده. تصور بر این بود که کوه ها در آغاز ازسطح زمین که در اصل صفحه گرد هموار از غرب تا شرق جهان را احاطه کرده بود، روئیدند. به طور حتم نام مکان ها با آفرینش جهان پیوند یافته بودند. برای نمونه در اوستا(یشت1،19) توضیح داده شده البرز(کوه هرا یا هربرز) نخستین کوه جهان بود که رشدش 800 سال ادامه یافت؛ ریشه هایش به عمق زمین     می رسد و قله اش به آسمان می پیوندد. البرز مهمترین کوه است. ایرانیان مانند هندی ها بر این باور بودند که جهان به 7 سرزمین یا کّرشور ( کشور در فارسی جدید که هم معنی country است) تقسیم شده بود. این سرزمین ها زمانی آفریده شد که اولین باران به زمین فرو ریخت. سرزمین مرکزی، خونیرث، که انسان ها در آن ساکن شدند به وسعت 6 کشور دیگر بود. در بندهشن به صورت زیر توصیف شده: «در دین گوید که روی زمین طبیعی 33 نوع خشکی وجود داشت. روزی که تیشتر(خدای باران) باران تولید کرد، از آنجا دریاها به وجود آمد. همه جا تا نیمه از آب پوشیده شد و به 7 ناحیه تقسیم شد؛ یک ناحیه در وسط و 6 ناحیه دیگر اطراف آن هستند، بنابراین مجموع 6 ناحیه برابر خونیرث است. نام کشور برای آنها به کار می رود و کنار هم قرار دارند. این هفت ناحیه مفید در خونیرث آفریده شدند. کیانیان و قهرمانان در خونیرث آفریده شدند، و مذهب خوب مزدیسنان نیز در خونیرث آفریده شد و بعد از آن به نواحی دیگر برده شد.(1x ،1-6)
قله هرا(البرز) در خونیرث(خوانیرات) است که معتقد بودند از ریشه های کوه های البرز رشد کرده؛ فکر می کردند ستاره ها، ماه و خورشید اطراف این قله می چرخند. البرز در بندهشن این گونه توضیح داده شده: «در مورد کوه های طبیعی در دین گفته شده، ابتدا کوه ها تا 18 سال رشد کردندد و البرز همیشه رشد می کند، رشدش در 800 سالگی کامل می شود. 200 سال رشد می کند تا به جایگاه ستارگان برسد، 200 سال تا جایگاه ماه، 200 سال تا جایگاه خورشید و 200 سال تا روشنایی بی- پایان. کوه های دیگر رشدی متفاوت با البرز دارند و تا 2244 سال رشد می کنند»(11x ،1-2).
در حالیکه البرز یا کوه هرا منبع روشنایی و آب بود، در اوستا دریای وروکشه به عنوان محل گردآوری آب توصیف شده است. این دریای مهم یک سوم زمین را اشغال کرده، به سمت جنوب تا دامنه های البرز ادامه دارد(وندیداد16،21) و توسط  رودخانه ای بزرگ به نام هرهویتی تغذیه می شود. دو رودخانه بزرگ از این دریا به سمت شرق و غرب جریان پیدا کرده اند، و از این رو مرزهای جهان مسکون را شکل دادند. این رودخانه ها در جریان عبورشان از اطراف زمین تمیز    می شدند و زمانیکه به وروکشه برمی گشتند آب تمیزشان در قله هرا ذخیره می شد.
در میان وروکشه، مادر همه درخت ها، منبع همه گیاهان رشد کرده بود که در اوستا(یشت17،12‌) به عنوان درخت سئنا، درخت تمام گیاهان دارویی یا بذر تمام گیاهان خوانده شده است. بر این درخت نخستین، آشیانه سئنا( سن مورو در پهلوی، سیمرغ در فارسی) پرندۀ افسانه ای بود. این درخت همچنین بذر تمام گیاهان را تولید می کرد. گیاه مهم دیگری به نام«گئوکرنَ»ی پر قدرت در نزدیک آن رشد کرد که خوردن آن برای زندگان خاصیت شفابخشی و برای مردگان رستاخیز ابدی داشت.
نخستین جانور جهان، گاو نر یکتاآفریده به رنگ سفید و درخشان تر از ماه بود. بر طبق سنت زرتشتی، آن(گاو) توسط انگره مینیو، روح شر و بدی کشته می شود و نطفه اش به سمت ماه می رود. این نطفه کاملاً پاک می شود و انواع حیوانات را به وجود می آورد. همچنین قسمتی از این نطفه روی زمین می ریزد و به صورت یک گیاه جوانه می زند. خانه گاو یکتاآفریده کنار رودخانه «وه دایتی» (وه رود) است که از شرق دریای وروکشه جاری می شود. آن سوی دیگر رودخانه گیومرتن (در پهلوی گیومرد، در شاهنامه کیومرث) زندگی می کرد. در یشت(87،13) او به عنوان نخستین انسان، به پهنا و بلندایی یکسان، درخشان چون خورشید توصیف شده است. کیومرث توسط انگره مینیو کشته شد، اما خورشید نطفۀ او را پاک کرد و بعد از 40 سال از نطفه او یک گیاه ریواس رویید. این گیاه به تدریج رشد کرد و به صورت مشی و مشیانه، نخستین مرد و زن فانی درآمد. انگره مینیو آنها را فریب داد، و آنان از آفریدگارشان رویگردان شده و مرتکب نخستین گناه شدند. به جای آرامش و هماهنگی، جهانشان با فساد و شر و بدی پر شد. بعد از 50 سال آنها صاحب فرزند شدند، اما آنان نخستین فرزندان دوقلوی خود را خوردند. بعد از یک دوره طولانی که بدون فرزند بودند، سرانجام دوقلوی دیگری به دنیا آمدند و از این ها نه تنها نژاد بشر بلکه به ویژه ایرانیان به وجود آمدند.
«در مورد انسان در دین گفته شده که از گیومرد، هنگام مرگ نطفه ای می ماند: آن نطفه با اشعۀ خورشید کاملاً پاک شد. در طول 40 سال به شکل یک ساقه گیاه ریواس درآمد و در سال پنجاهم با 50 برگ، مشی و مشیانه از زمین رشد کردند به گونه ای که بازوهای آنها به پشت شانه های دیگری متکی بود و پیوسته و به هم متصل و شبیه هم بودند. هر دوی آنها از شکل گیاه به شکل انسان تغییر یافتند و نفس روحانی(مقدس) که همان روح است به درون آنها نفوذ کرد. اهورامزدا می گوید: شما انسان هستید، شما نیای این جهان هستید، شمارا با پارسایی کامل آفریدم. با علاقه به قانون خدمت کنید، سخنان نیک بگویید و کردار پسندیده داشته باشید، دیوها را پرستش نکنید. و بعد از ضدیت به ذهنشان هجوم آورد و فکرشان آلوده شد، تا اینکه اعلام کردند که روح بدی(اهریمن) آفریدگار است، او آب و زمین و گیاهان و حیوانات را آفریده است»(بندهشنxv ،1-9).
 
 
[1] - Fernández-Armesto,F., World of Myths, Vl. 2. The British Museum, 2004, 87-97.
[2] -  pagan
[3] Vereθraγna-
 http://anthropology.ir
/ 1 نظر / 14 بازدید