بررسی آیین تدفین در ایران باستان

  فرهاد صبوری، دکترای تاریخ، انجام داد: بررسی آیین تدفین در ایران باستان       خبرنگار امرداد - شهداد حیدری :

 «برخی از پژوهندگان می‌پرسند که اگر کورش بزرگ و هخامنشیان زرتشتی بودند، چرا پیکر آن‌ها را به آیین زرتشتی در دخمه نگذاشته‌اند و آرامگاه برای آن‌ها ساخته‌اند؟ گمان این دست از پژوهندگان از تدفین، جای دادن مردگان در گور و ریختن خاک بر روی آن‌ها است. در حالی‌که تدفین تنها خاکسپاری نیست و روش‌های گوناگونی داشته است. از سوی دیگر، ما نمی‌دانیم کورش بزرگ و دیگر شاهان هخامنشی را چگونه دفن کرده‌اند؟ چه بسا کورش را در دخمه گذاشته‌اند و پس از چندی استخوان‌های او را در آرامگاه جای داده‌اند. این نیز که به دخمه سپردن درگذشتگان آیینی پیش از هخامنشیان یا پس از آن بوده است؟ بر ما روشن نیست. به ویژه آن‌که در هیچ کجای «گات‌ها»، سروده‌های اشوزرتشت، گفته نشده است که با درگذشتگان چه باید کرد. این‌ها جزییاتی است که دین‌ورزان، در دوره‌های پس از آن، بدان پرداخته‌اند.»
آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان فرهاد صبوری، دکترای تاریخ، درباره‌ی «آیین تدفین در ایران باستان» بود. او در آغاز به مساله‌ی مرگ و چگونگی برخورد با پیکر مردگان پرداخت و گفت: «هر کسی زادن و زندگی دارد که سرانجام به مرگ می‌انجامد. هنگامی که کسی می‌میرد، پیکر او بویناک می‌شود و از دید بهداشتی نگه داشتن آن زیان‌بار خواهد بود. از نگاه دینی هم که بنگریم، باید پیکر درگذشته را بی‌درنگ از زیست‌بوم دور کرد. هیچ دین و آیینی را نمی‌شناسیم که پیکر مردگان را ناپاک نداند.»

تدفین در قالب‌های سفالی
صبوری، این روشندلِ تاریخ‌پژوه، سپس به شیوه‌های تدفین مردگان اشاره کرد و افزود: «یکی از شیوه‌های تدفین، به خاک سپردن پیکر مردگان است. در گذشته‌های دور، از آن‌رو درگذشتگان را به خاک می‌سپردند که گمان می‌کردند روان مردگان به زیرزمین می‌رود و خدای زیرزمینی درباره‌ی کارهای آن‌ها داوری می‌کند. پس همان‌گونه که روان رهسپار جهان زیرزمینی است، پیکر مرده را هم باید به خاک سپرد تا به جهان مردگان راه پیدا کند.»
به سخن صبوری، باستان‌شناسان گور‌دخمه‌هایی پیدا کرده‌اند که در آن مردگان را در قاب سفالینی، که به شکل تخم‌ مرغ بود، جای داده‌اند و به خاک سپرده‌اند. باور آن‌ها چنین بود که همان‌گونه که انسان به شکل جنینی و با پاهای خم شده، زاده می‌شود، باید به همان گونه از جهان برود. کاربرد قاب سفالی از آن‌رو بود که جنین را به یاد می‌آورد. در کنار این مردگان، ابزارهای را جای می‌دادند. با این گمان که مردگان در آن جهان به ابزارهای زندگی نیاز دارند‎ُ‏؛ یا آن‌که در روز رستاخیز و بازگشت به جهان، نیازمند ابزارهایی برای زندگی‌اند. این‌گونه از خاکسپاری، پیوندی با اندیشه‌های آریایی‌ها نداشت و از گمان و تصور اقوام سامی ریشه می‌گرفت. آن‌ها جهان زیرزمینی را «ملکوت مردگان» می‌دانستند. اما نگاه آریایی‌ها به آسمان بود.

ایرانیان پیکر مردگان را نمی‌سوزاندند
یک روش دیگر برخورد با مردگان، سوزاندن پیکر آن‌هاست. صبوری در این‌باره گفت: «برخی از هندی‌ها، مردگان را می‌سوزانند. این کار به روزگار پیش از دین‌زرتشتی بازمی‌گردد. هنوز هم این روش در میان هندی‌ها به‌جا مانده است. این کار، به باورهای آن‌ها درباره‌ی جهان پس از مرگ بازمی‌گردد. در ”ریگ‌ودا“ چنین آمده است که روان مردگان به یاری آتش به آسمان سوم راه می‌یابد. آن‌ها آتش را شاهراهی برای رسیدن مردگان به آسمان و رستگاری آن‌ها می‌دانستند. در ایران باستان و پیش از دین زرتشتی نیز نمونه‌های بسیار اندکی از آیین سوزاندن مردگان داریم. باستان‌شناسان در تاجیکستان به نمونه‌هایی از این آیین برخورده‌اند. اما در سرزمین کنونی ایران چنین روشی شناخته شده نبوده است. تنها اشاره‌های پراکنده‌ای از این کار هست. برای نمونه، ”هرودوت“ می‌گوید که کمبوجیه در مصر پیکر”آمازیس“ فرعون مصر را از گور بیرون کشید و آتش زد. هرچند این سخن هرودوت، همانند بسیاری دیگر از گفته‌های او، نمی‌تواند درست باشد. چون در نگاه کمبوجیه‌ی زرتشتی، آتش سپند بود و هرگز آن را با پیکر مردگان آلوده نمی‌کردند. افزون بر این‌ها، به روش به آب انداختن مردگان هم باید اشاره کرد. به‌ویژه در میان مردمانی که در کنار آب‌ها زندگی‌می‌کردند. این کار نیز از دید دین زرتشتی ناروا بود و به آلودن آخشیج آب می‌انجامید.»

به دخمه سپردن پیکر درگذشتگان، شایسته‌ترین روش برای تدفین
به دخمه سپردن درگذشتگان، روشی بود که در دین زرتشتی و در نزد ایرانیان، انجام می‌شد. صبوری در این‌باره گفت: «دین زرتشتی برپایه‌ی خردورزی و برگزیدن شایسته‌ترین روش است، نه پیروی(:تقلید) از گذشتگان. پس روشن است که چرا مناسب‌ترین شیوه را برای تدفین درگذشتگان برگزیده است. در دخمه گذاشتن پیکر مردگان از آن‌رو شیوه‌ی درستی است که در روزگاران پیشین تشخیص مرگ انسان آسان نبود و چه بسا کسانی را به گمان این که مرده‌اند، به خاک می‌سپردند، در حالی‌که هنوز زنده بودند. حتا امروز هم با روش‌های پیشرفته‌ای که برای تشخیص مرگ هست، نمونه‌هایی از تشخیص نادرست مرگ را سراغ داریم. در دخمه گذاشتن درگذشتگان، امکان بازگشت به زندگی کسی را که گمان مرگش می‌رفته، از میان نمی‌برد. این گواه ارزش نهادن دین زرتشتی به زندگی است. از سوی دیگر، خاکسپاری مردگانی که دچار بیماری بوده‌اند، خاک را آلوده می‌کند و با جابه‌جایی خاک، بیماری واگیر می‌شود و گسترش می‌یابد.»
 
دخمه‌ها بخشی از میراث فرهنگی ایران هستند
فرهاد صبوری در پایان دخمه‌ها را نمونه‌ای از میراث فرهنگی ایرانیان دانست که باید در نگاهبانی از آن‌ها کوشش کرد. او گفت: «همه‌ی سفرنامه‌نویسانی که در روزگار قاجار به ایران آمده‌اند، همانند ”پولاک“، ”براون“ و ”لیدی شل“،از دخمه‌های زرتشتیان یاد کرده‌اند و آن‌ها را آثاری تاریخی دانسته‌اند. ”کارلاسرنا“ که در روزگار ناصرالدین‌شاه قاجار به ایران آمده است، از دخمه‌ای در قصرفیروز یاد می‌کند. البته بعدها این دخمه، به کوشش ارباب کیخسرو شاهرخ، به آرامگاه زرتشتیان تبدیل شد. اما دیگر دخمه‌های ایران نیاز به نگاهداری دارند. این خویشکاری(:وظیفه‌ای) برای زرتشتیان است.»
این سخنرانی در روز یکشنبه ۵ شهریور ماه در بنیاد فرهنگی جمشید جاماسیان انجام شد.

/ 0 نظر / 46 بازدید