خاندان اشو زرتشت

گات ها کتاب اشو زرتشت است ،. اوستا آگاهیهایی در باره خانواده ایشان می دهد، بیشتر آمیخته با اسطوره و افسانه هستند. سنت زرتشی  مطابق با اوستا بیان می دارد :

جد پدری زرتشت شخصی بود به نام پیترگتراسپه. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فری‌هیم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود.مَیدیوماه پسرعموی زرتشت و نخستین کسی که به پیامبر ایمان آورد.

در مورد مدیوماه که از نخستین ایمان آورندگان میباشد آمده است : مدیومانگهه به معنی کسی است که میان ماه ، یعنی در 15 ماه متولد شده است، میباشد. در اینکه وی از خاندان زرتشت بوده تردیدی نیست چراکه وی در یسنا 51/19 گفته است : « میدیوماه از دودمان سپیتمان پس از آنکه به کنه]آیین[ پی برد و بشناخت، آن کسی را که از برای جهان دیگر کوشاست همت گماشت تا دیگران را نیز بیاگاهاند که پیروی از آیین مزدا در طی زندگی بهترین چیزهاست. »

بهموجب بندهش از پیترسپ که در بالا ذکرش آمد ، دو پسر باقی ماند یکی پدر زرتشت و دیگری که "اِراستی" نام داشت ، وی پدر میدیوماه بود. در روایتی دیگر به موجب زادسپرم ،میدیماه به مدت ده سال تنها پیرو زرتشت بود. از میدیوماه نیز پسری به نام "اشس تو" باقی ماند که او نیز از پیروان زرتشت بود ، میدیوماه از کسانی بود که به موجب مخالفت و دشمنی کوی ها و کرپنها(و اوسیجها) که در واقع روحانیان آن زمان زرتشت بودند تبعید شدند و از غرب به شرق یعنی مکانی به نام بلخ رفتند که در آنجا پادشاهای بود گشتاسپ نام، ذکر وی در پایین خواهد آمد.

از نگاه تبار شناسی زرتشت را به موجب کتاب بندهش و دیگر کتابهای پهلوی نیاکان زرتشت را پدر به پدر به منوچهر پادشاه پیشدادی میرسانند. هرچند این نسب شناسی سخت مورد تردید است اما از منابع دردست برای بهتر آشنا شدن با خاندان وی ناگزیر به ذکر فرزندان زرتشت نیز هستیم : هر یک از فرزندان زرتشت وظایفی عمده بردوش داشتند. به عبارت دیگر پسر ارشد او نخستین موبد موبدان، پسر دوم نخستین رئیس و افسر رزمیان و پسر سوم رئیس طبقه ی برزیگران بوده‌است. از دختران وی نامی در دست نیست به جز پروچیسته/پروچیستا که ذکرش در گاتهای زرتشت آمده آنگاه که سخن از خواستگاری وی به میان می آید و زرتشت از او می خواهد با خرد خود به رایزنی بنشیند.

/ 0 نظر / 16 بازدید