تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

  چهارم شهریور، اخوان ثالث درگذشت مردی که به نام ایران و برای ایران می‌سرود    برگرفته از امرداد   سیاوش آریا :

اخوان ثالث در اسپند ماه 1306 در خراسان، شهر مشهد زاده شد. اما به گفته‌‌ی خودش شناسنامه‌اش را یک سال بزرگ تر گرفته‌اند و او بنابر شناسنامه، زاده‌ی 1307 خورشیدی است.
اخوان، رشته‌ی آهنگری را در هنرستان مشهد بیاموخت و این رشته را در خوردادماه 1326 به پایان رسانید و از همان سال در همین رشته آغاز به کار کرد. اما به آن بسنده نکرد در سال 1327 تحصیلات خود را در رشته ادبی دبیرستان شاهرضا آغاز کرد. در سال 1329 به تهران آمد و کارآموزگاری را پیشه کرد.
اخوان را نه به یک آهنگر می‌شناسیم و نه یک آموزگار که سال‌هاست به سروده‌های میهنی‌اش خو گرفته‌ایم. او نخستین دفتر سروده‌هایش را بانام ارغنون  در 24 سالگی روانه‌ی بازار کرد.
اخوان ثالث با چاپ دومین دفتر سروده‌هایش در سال 1335 با نام زمستان، به جرگه‌ی سرایندگان نامدار ایران پیوست.
 درسال 1338 «آخر شاهنامه» و 1344 «از این اوستا» را زیر چاپ برد و خود را به‌عنوان چکامه‌سرایی متفاوت و البته پیرو راه نیما به اهالی فرهنگ و ادب شناساند. او در سال 1348 به آبادان رفت و در تلویزیون آن شهر مشغول کار شد و تا سال 53 در آن‌جا ماند و پس از آن به تهران بازگشت و در تلویزیون ملی ایران آغاز به کار کرد. در سال 1356 به آموزش ادبیات روزگار سامانی و ادبیات معاصر در دانشگاه‌های تهران، ملی و تربیت معلم پرداخت.
 دفتر بدعت ها و بدایع نیما یوشیج و دفترعطا ولقای نیمایوشیج از دیگر کارهایش هستند. سال1360 آغاز دوران بازنشستگی‌اش از مشاغل دولتی بود.
اخوان ثالث پس از سکوتی 7 ساله، زندگی هنری و ادبی خود را ادامه داد و سرانجام در سال 1368چاپ نخست سروده‌ی تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم را به ادب دوستان و فرهنگیان پیشکش کرد
در سال 69 برای نخستین و واپسین بار به به دعوت خانه‌ی فرهنگ آلمان به خارج از کشور سفر کرد که دستاورد آن برگزاری شب شعر از 4 تا 7 آوریل(16 تا 18 فروردین) بود. اخوان پس از آن به انگلیس، دانمارک، سوئد و نروژ رفت و از آن جا به دانمارک بازگشت.
او که فرنام هنری «م.امید» را برای خود برگزیده بود و در میان مردم، آن روزها به این نام، نامور بود، پس از آن به درخواست انستیتوی ملی تمدن‌های شرقی به فرانسه رفت و سپس بازهم به انگلستان، و در پایان در 29 تیرماه 1369 به ایران بازگشت.
اندکی از بازگشتش به میهن می‌‌گذشت که خبر رسید که؛‌ «م. امید» درگذشت. گویی آمده بود که در خاک سرزمین مادری، آرام گیرد. چهارم شهریور 1369 ایران، فرزندی از فرزندانش را از دست داد.
او در زادگاهش، خراسان در فردوسی بزرگ، فرزانه‌ی توس آرام گرفت.
یادش گرامی و روانش شاد باد

یاری‌نامه‌: باغ بی‌برگی

/ 1 نظر / 253 بازدید