جشن وشادی در دین اشو زرتشت

در کتاب پهلوی «دین‌کرد»(1) به تناوب گفته می‌شود که شادی و نشاط رمز بالندگی و نیکبختی مردمان در زندگانی گیتی است. «دین‌کرد»، کامیابی و فیروزی ایرانیان‌باستان را برخاسته از همین شادی و نشاط می‌شمارد. اگر با نگاهی تیزبینانه به نثر کتاب سپند(:افزاینده=مقدس) «اوستا» و نسک‌های پهلوی و نیز آیین‌های مذهبی زرتشتیان بنگریم، نیک در خواهیم یافت که سخن «دین‌کرد» پُر بی‌راه نیست. چه در آیین‌های کیش زرتشتی، اندوه و گریه و مویه(2) جایگاهی ندارد. در همه‌جای این نسک‌ها سخن از «یسن»(3) و نیایش شادی آفرین مردمان به پیشگاه اهورامزداست، چنان‌که می‌توان چکیده‌ی پیام اوستا را دعوت به پرستیدن خداوند از سر عشق و علاقه دانست، نه بندگی کردن از سر عجز، همراه با ترس و مویه و لابه؛ زیرا که پرستش پروردگار یکتا و بی‌همتا سبب شادی و نشاط در مردمان می‌شود.

آنگاه که اشوزرتشت، آن پیامبر پاک‌سرشت پیام دعوت خویش را در میان مردمان آریایی آشکار ساخت، ایشان گرفتار گمراهی‌ها و باورهای شرک‌آلود بسیاری بودند. آن مردمان برای خدایان پنداری خویش قربانی و فدیه می‌دادند و خویشتن را تسلیم سرنوشت و زمان می‌پنداشتند. آن وخشور(:پیامبر) کوشید تا بسیاری از آن ناهنجاری‌ها را از چهره‌ی جامعه بزداید و زندگی توده‌ی مردمان را از چنگال جهل و خرافه‌پروری «اوسیج‌ها»(4) و «کرپن‌ها»(:کاهنان دیوپرست) رها سازد. آن وخشور(:پیامبر) آداب و رسوم خداپسندانه، خردمندانه و انسانی را جایگزین بسیاری از آن کژرفتاری‌های پیشین کرد. اشوزرتشت و پس از او مریدان و یارانش در «انجمن‌مغان»(5) با پالودن سنت‌های زیبا و شادی آفرینی چون «نوروز»، «مهرگان»، «سده» و... از کج فکری‌های شرک‌آلود دیوپرستان، در این جشن‌های ایرانی، روحی خداپسندانه دمیدند. جشن‌هایی که تا پیش از آن میعادگاه نعره‌های مستانه و شب هنگام اُوسیج‌ها در قربانگاه‌ها و مهرابه‌ها همراه با قربانی‌های خونین جانداران بی‌گناه و شُرب مواد سُکرآور بود؛ جای خود را به شور پرستش خردمندانه خداوند جان و خرد داد. آن خانه‌های سهمگین دروغ و لانه‌های غمبار جهل و شرک، حریم ستایشی شاد از برای پرستش «اهورامزدا»(:پروردگار یکتا و بی‌همتا) شد.

نور حقیقت کلام آسمانی «گات‌ها»، تاریکخانه‌ی انباشته از دروغ آن خدایان ترسناک، خون‌خوار و درنده‌خو را روشن و عریان ساخت. پرتوهای راستی پرده‌های سیاه و خاک گرفته‌ی دروغ را از هم درید، تخت‌های جلال و جبروت آن خدایان دروغین، خون‌خوار و درنده‌خو درهم شکست و جملگی به زیر کشیده شدند. نسیم روح‌بخش یکتاپرستی، انسان دوستی، عشق و ایمان وزیدن گرفت. پیامبری که آورنده‌ی این نسیم بود، به دلدادگان اهورامزدا آموخت که جشن و شادی حقیقی، هنجاری است پیوند آفرین میان انسان با «روان‌آفرینش»(:گئوش‌اوروان) و نشان از احترام و سپاس‌گذاری انسان در برابر بخشش‌های «جهان آفرین»(:گئوش‌تشن) است.

اما چرا «شادی»؟ اوستا، شادی را کرداری سپند(:افزاینده) می‌شمارد، زیرا که سبب افزایندگی نیروگان «سپنتامینو» است. برای درک این سخن بایسته است تا تعریفی فشرده از فلسفه‌ی دو نیروی همزاد و هم‌ایستار در جهان‌بینی زرتشتی داشته باشیم. جهان هستی چنانکه از هات30 و 45 کتاب آسمانی گات‌ها برمی‌آید جلوه‌گاه پیدایش دو نیروی اهوراآفریده کاهنده(:انگره) و افزاینده(:سپنته) است. نیروی افزاینده(:سپنتامینو) مبین فعل حرکت در هستی است و بن زندگی گیتی و حرکت جهان بسوی آبادانی، پیشرفت و بالندگی در راستای نیروگان اوست. دیگری نیروی کاهنده(:انگره‌مینو) است که جهان را به سوی سکون، ویرانی، پسرفت و نازندگی می‌کشاند. در برآیند این دو نیرو است که در عرصه‌ی هستی«زندگی و نازندگی»، «نیکی و بدی»، «سودمندی و زیانمندی»، «زشتی و زیبایی»، «حرکت و سکون» و... مفهوم و معنی پیدا می‌کنند. اساسا" در جهان‌بینی زرتشتی از وجود نیروگان این دو نیروی همزاد اما متضاد افزاینده و کاهنده است که زندگی گیتی معنی پیدا می‌کند و انسان با واقعیت انسانی خویش و داشتن اختیار و حق انتخاب در میان این دو نیروی افزاینده و کاهنده ایستاده است. بخش از اندیشه‌ی او که فراواقعی است، او را بسوی فراتر از واقعیت انسانی خویش، یعنی تعالی و جاودانگی می‌خواند و بخشی دیگر که فرو واقعی است، او را بسوی فروتر از واقعیت انسانی خویش، یعنی سقوط و ذلالت و حرمان (:بی‌بهرگی و پوچی) می‌کشد.

اما در این میان خویشکاری انسان چیست؟ پاسخ گات‌ها روشن است، خویشکاری انسان برگزیدن راه افزاینده و حرکت در راستای «اشا»(:راه راستی) است. زیرا حرکت او در راستای اشا سبب تقویت و افزایندگی نیروی زندگی و جلوه‌های حیات در عالم هستی خواهد شد. نابودی زندگانی هستی، لاجرم نبود انسان نیز خواهد بود، پس تقویت نیروگان «سپنتامینو» در هستی، یاری رساندن به حفظ حیات نوع بشر است و حفظ حیات گیتی و افزایش نیروگان «سپنتامینو» در جهان با اراده‌ی «اهورامزدا» یعنی «اشا» هم راستاست. در این میان هر اندیشه، گفتار و کرداری که سبب‌ساز افزایندگی نیروگان زندگی شود، سپند، نیک و سودمند قلمداد خواهد شد. شادی و نشاط یکی از این مظاهر سودمند و اشویی است.

بی‌سبب نیست که موبدان زرتشتی، سرودهای «اوستا» را، نغمه‌ی جشن و شادی می‌دانند. زیرا که برای نیکبختی، رستگاری و شادکامی انسان در دو جهان «گیتی» و «مینو» سروه شده است. از نگاه موبدان کتاب اوستا، کتاب زندگی است و روح سخنان آن با مویه، مرگ و نازندگی بیگانه است. در اوستا همه جا سخن از افزایندگی نیروگان زندگانی گیتی و گسترش شادی و خوشبختی برای بشر است. چه از دیدگاه گات‌ها و سایر نسک اوستا، اهورامزدا، آفریدگار جهان زاینده با تمام زیبایی‌ها و شادی‌های درون آن است. در یک کلام، اوستا مظهر افزایندگی(:سپند) است.

چو شادی بکاهد، بکاهد روان   خرد گردد اندر میان ناتوان

جدا از پیام مینوی کتاب آسمانی «گات‌ها» و آموزه‌های «اوستا»، در گستره‌ی تاریخی فرهنگ و تمدن زرتشتی، نویسه‌های نام‌آوری را می‌بینیم که در سینه‌ی خویش حامل همین آموزهای آسمانی گات‌ها هستند. یکی از این نویسه‌ها، فرمان حقوق‌بشر کوروش‌ است. در این فرمان فلسفه‌ی دو نیروی همزاد و هم‌ایستار در جهان‌بینی زرتشتی به شکلی روشن به تصویر کشیده می‌شود. چه «کوروش» نماد زدودن مظاهر کاهنده‌ی انگره‌مینو چون مرگ، غم، ستم، بی‌داد(:بی‌عدالتی)، قربانی، برده‌داری و در یک کلام آن تباهی‌هایی است که از سوی «دوژمن‌ها» و «اَکمن‌ها»(:بیدادگران و بداندیشان) بر مردمان روا می‌شود. او آورنده زندگی، شادی، نشاط، دادگری، منع قربانی و منع برده‌داری و در یک کلام نیکبختی و شادکامی برای مردمان است. واژه‌ی شادی و البته شادی‌آفرین بودن نتیجه‌ی کارهای «کوروش» چیزی است که به کرات در متن فرمان‌حقوق‌بشر وی تکرار می‌شود(6). در این وادی شاه سخن کلام آسمانی گات‌ها است‌:

هات44بند6: «ای هستی‌بخش‌یکتا پرسشی از تو دارم. خواستارم حقیقت را بر من آشکار سازی. آیا آن‌چه را که بیان خواهم کرد حقیقت دارد؟ آیا عشق و ایمان به خدا در پرتو کار نیک، راستی و درستی افزایش خواهد یافت؟ آیا در پرتو منش پاک، نیروی ایزدی پدید خواهد آمد؟ این جهان بارور و شادی بخش را برای که آفریدی؟»

هات47بند3: «پروردگارا، به‌راستی تو سرچشمه‌ی خرد افزاینده(:سپنتامینو) هستی. این زمین(:گیتی) شادی آفرین را تو آفریدی...»

این شادی که در گات‌ها از آن سخن می‌رود، شادی اهوراداده(:آفریده) است. آن شادی و خرمی که اشوزرتشت آن را بستر پیشرفت و بالندگی جهان گیتی و مقدمه‌ی شکل‌گیری عشق و ایمان مردمان به اهورامزدا می‌داند، عشقی افزاینده که سرانجام آن رستگاری و جاودانگی است.

چه شت زرتشت مه وخشور ایران    همان پیغمبر پاک دلیران

بگفته در مهین نامه‌ی اوستا    ز گفت پاک دادار یکتا

که گیتی راستی و شادمانی است    وزین دوره به گاه جاودانی است

استمرار این کلام گات‌ها در باب اهوراداده بودن شادی را در سنگ نبشته‌های داریوش هخامنشی نیز می‌توان مشاهده کرد. چه داریوش از دین‌باوران راستین و از مومنان حقیقی اشوزرتشت بود:

سنگ نپشته نقش رستم(d.na): «خدای بزرگ (است) اهورامزدا که این زمین را آفرید، که آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید...»

سنگ نپشته نقش رستم(d.nb): «خدای بزرگ است اهورامزدا، که این شکوهی را که دیده می‌شود آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید، که خرد و فعالیت(:کار و کوشش) را بر داریوش شاه فرو فرستاد...»

در گات‌ها همواره یکی از درخواست‌های پیامبر در نیایش به پیشگاه اهورامزدا، بخشش شادی و نیکبختی به پیروانش است:

هات43بند14: «ای مزدا آن سان که مرد دلیر و توانایی به دوست خود مهربانی کرده و او را آرامش می‌بخشد، به پیروانم شادی فزون از اندازه بخش، آن شادی و سروری که در پرتو راستی(:اشا) بدست آید و در قدرت شهریاری توست.»

موبد بزرگ، زنده‌یاد «فیروز آذرگشسب» در پاره‌ای از تفسیر این بند می‌نویسد: «نکته‌ای که در این بند کمال اهمیت دارد آن است که می‌فرماید:«آن شادی و سروری که در پرتو راستی بدست آمده» چون ممکن است که انسان از راه نامشروع و یا دزدی و کلاه‌برداری و رشوه‌خواری و ضعیف‌کشی و... صاحب ثروت و دارایی شود و خود را خوشبخت انگارد و اندک زمانی به خوشبختی و سرور مصنوعی دلخوش باشد، ولی پیامبر بزرگ می‌فرماید آن سرور و شادی که با کوشش و زحمت و از راه درستی و صداقت تأمین شده باشد، موجب خوشبختی واقعی خواهد شد...»(7)

شادی و نشاط با روایات مذهبی نهفته در فرهنگ زرتشتی پیوندی مستحکم دارد، چنان‌که در کتاب‌هفتم«دین‌کرد»فصل3بند2 و فصل‌8بند15 کتاب پهلوی «گزیده‌های زادسپرم» پیرامون زاده شدن اشوزرتشت می‌خوانیم که آن وخشور هنگام زادن از مادر خندید! باید دانست که فعل خندیدن یک رفتار آموختنی است.

بدان گه که زمان دیمه داد    زراتشت فرخ ز مادر بزاد

بخندید چون شد زمادر جدا    درخشان شد از خنده او سرا

عجب ماند در کار او باب او    وزان خنده و خوبی و آب او

بدل گفت که این فرِّۀ ایزدیست    جز این هر که از مادر آمد گریست (زراتشت‌نامه)

«زادسپرم» پیدایش این خنده را سرشته از وهومن‌امشاسپند(:یکی از فروزه‌های هفتگانه‌ی اهورامزدا) می‌داند. در فصل هشتم «گزیده‌های زادسپرم» می‌خوانیم که چون وهومن‌امشاسپند(:اندیشه‌ی‌نیک) به خواست اهورامزدا در اندیشه‌ی اشوزرتشت درآمد و با آن در آمیخت و نیز از آنجا که وهومن‌امشاسپند، مینوی شادی آفرین است، اشوزرتشت هنگام زادن از مادر خندید... چکیده سخن آن‌که، اگر بنابر فرمایش گات‌ها، گیتی خود شادمان از شادی اهوراداده است و اگر شادی اهوراداده همه خوشبختی و افزایندگی است. پس به شادی راستین شاد باشیم و در پی شادی و خوشبختی دیگران برآییم، زیرا چنان‌که اشوزرتشت می‌فرماید:«خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد».

 

/ 0 نظر / 23 بازدید